تبليغاتX
.:: ما و خودمان ::.

قرار وبلاگی ختم قرآن در شبهای قدر

شنبه سی و یکم شهریور 1386

- ماه رمضان در اینجا که جمعیت مسلمان روزه گیرش کم نیست، چیزهای جالبی برای شنیدن دارد. شاید ندانید ولی خیلی از فرانسوی ها فرارسیدن و پایان ماه رمضان را مطلع می شوند و گاهی تظاهر می کنند که آن را می دانند. مثلا روز اول ماه مبارک نزدیکی های افطار برای خرید خرما به مغازه ای رفته بودم و فروشنده موقع گرفتن پول پرسید: "امشب ساعت چنده؟"! و من همینطور متعجب که من مسلمان این همه سایت اینترنتی چک کردم تا مطمئن شدم امروز رمضان هست این بشر از کجا به این زودی فهمیده!

- در این روزها البته به غذا هم کمتر دعوت ات می کنند و اگر یادشان نباشد و چیزی بهت تعارف کنند قیافه ات را که ببینند می گویند: "اوه! شما رمضان می کنید! ببخشید!"

- رفتار بعضی از مسلمان (نما!)های بی اطلاع هم که تعدادشان کم نیست شنیدنی است. چند روز پیش یکی از همین ها دستش را جلو آورد برای سلام و احوالپرسی و امتناع ما را از دست دادن که دید گفت: "آهان! فهمیدم! رمضان المبارک است. آره؟"!! و این ها معمولا همه غلطی می کنند ولی به حرف های مذهبی که می رسند همه چیز را چنان با مخلفات و متعلقاتش می گویند که انگار چند سطح حوزه علمیه الازهر را از سر گذرانده اند: "پروفِت صلی الله علیه و سلم" یا "عمر بن خطاب رضی الله عنه" و چند تایی هم "الحمدلله" و "سبحان الله" به پیوست به اول و آخر همه جمله هاشان می بندند.

- در کنار کنجکاوی ها و ابراز علاقه های گاه گاه خارجی ها برای فهمیدن رمز و راز این نخوردن ها و قوانین مسلمان ها در این ماه – که به خاطر فقدان مسلمان دانا و آشنا به احکام اسلام عموما بی جواب می ماند – هستند کسانی که وقتی می فهمند روزه هستی، به تو می خندند که " آدم باید دیوانه باشد که یک ماه با بدن خودش چنین رفتاری کند." یا "آدم باید دیوانه باشد که غذا باشد و گرسنگی بکشد." و البته این دسته باز هم فقط از کل ماجرا ظاهرش را می فهمند و راهی به باطن ماجرا نمی برند.

- خلاصه رمضان ما اینجوری دارد می گذرد. در فضایی که آزادی فرانسوی گلوی هر چه مسلمان هست را محکم چسبیده و بازار کارهای دسته جمعی – که روح بسیاری از فعالیت های ماه رمضان است – را کمپلت تعطیل کرده است. و داغ اش مانده به دل ما که لا اقل یک نماز جماعتی، چیزی، جلسه قرآنی ....

- نمی دانم شاید خدا مقرر کرده رزق من و دسته ای از بندگانش را از دریچه مونیتورهای چند اینچی مان به ما برساند. فکر کنم شبهای قدر مناسب باشد برای یک کار دسته جمعی وبلاگی. شبهای 19 و 21 و 23، از زمان پس از افطار تا سحر. هر کس یک جزء. این طوری سی نفر که بشویم در این سه شب مجموعا سه بار قرآن را ختم خواهیم کرد. شماره جزء مورد نظرتان برای شب نوزدهم را در "کامنت دونی" بنویسید. به این ترتیب اگر جزء X  را گرفتید، شب نوزدهم جزء "X"، شب بیست و یکم جزء "X+1" و شب بیست و سوم جزء " X+2" برای شما خواهد بود  و اگر جزء 29 را گرفتید یعنی شب نوزدهم جزء 29 شب بیست و یکم جزء 30 و شب بیست و سوم جزء 1 را شما خواهید خواند.

بسم الله.

** ممنون از همه دوستانی که تشریف آوردند و شرکت کردند. التماس دعا.**

نام ختم کننده

جزء مربوط به شب 19

جزء مربوط به شب 21

جزء مربوط به شب 23

خودم

۱

۲

۳

سفیر

۲

۳

۴

سما

۳

۴

۵

پیچک

۴

۵

۶

معلم خبرنگار

۵

۶

۷

فرید

۶

۷

۸

توتیا

۷

۸

۹

یه نفر دیگه

۸

۹

۱۰

خواهر توتیا

۹

۱۰

۱۱

من

۱۰

۱۱

۱۲

امین

۱۱

۱۲

۱۳

صدرا

۱۲

۱۳

۱۴

مریم خانم

۱۳

۱۴

۱۵

تله پاتی

۱۴

۱۵

۱۶

یه نفر

۱۵

۱۶

۱۷

تسنیم

۱۶

۱۷

۱۸

من و خودم

۱۷

۱۸

۱۹

صالح

۱۸

۱۹

۲۰

عطش شکن

۱۹

۲۰

۲۱

شهلا خانم

۲۰

۲۱

۲۲

رها

۲۱

۲۲

۲۳

مونس

۲۲

۲۳

۲۴

یونس

۲۳

۲۴

۲۵

ازتریک

۲۴

۲۵

۲۶

یه بنده خدا

۲۵

۲۶

۲۷

نسیم (سیمرغ)

۲۶

۲۷

۲۸

مهدی شیخ صراف

۲۷

۲۸

۲۹

نفسانیات

۲۸

۲۹

۳۰

نشانه

۲۹

۳۰

۱

گمنام

۳۰

۱

۲



محمدرضا شفاه :: صفحه اختصاصی این مطلب ::

دارم دیوانه می شوم

جمعه نهم شهریور 1386

                       

دارم دیوانه می شوم. این روزها تقریبا هیچ کاری برای انجام دادن ندارم. اگر بگویم مردادماه، فرانسه تعطیل است، دروغ نگفته ام. تقریبا هیچ کس سر کارش نیست. بلانسبت ایرانی ها و مسلمونهای این جا، انگار همه مرده اند! ما هم که نه توانستیم ایران برویم و نه شد که برویم مسافرتی جایی.

با دخل دانشجویی هم در این مملکت پایت را از شهر یک وجب آن طرف تر نمی توانی بگذاری! خلاصه مجبوری ماهی 35 یوروی ناقابل بدهی تا بتوانی از سرویس حمل و نقل عمومی درون شهری استفاده کنی. تا در یک شهر دو وجب و نیمه بتوانی روزی ده بار یا بیشتر دور خودت بچرخی و با اتوبوس یا پیاده، شهر را متر کنی. و من در این دو ماه اینقدر این کار را تکرار کرده ام که تقریبا از هر ده نفر (پیر)مردم شهر، یکی دو نفر را به چهره می شناسم.

آنقدر مردم شهر را دیده ام که حالا یقین دارم از هر ده نفرشان، دو سه تایی مشکل ذهنی دارند. و این بجز جمعیت منگول هایشان هست. این را البته خودشان هم قبول دارند و می گویند از مصرف زیاد الکل هست که اینطور شده. بعضی شان هم می گویند از تعدد هم خوابه است یا مصرف سیگار زیاد در دوران بارداری. کشیش هایشان ولی اعتقاد دارند این مشکل از بی ایمانی و بی اعتقادی مردم است که آن ها را مانند حیوان کرده است.

 


ادامه مطلب را از اینجا بخوانید


محمدرضا شفاه :: صفحه اختصاصی این مطلب ::

قرار وبلاگی برای ختم صلوات

سه شنبه ششم شهریور 1386

                                    ولادت حضرت ولی عصر امام زمان (عج) مبارک.

 

           

خیلی دلم می خواست یک کار مشترک با کسانی که این نوشته را دارند می خوانند برای روز نیمه شعبان انجام بدیم. مثلا این که سی نفر پیدا کنیم برای ختم قرآن تا قبل از اذان مغرب روز نیمه شعبان یا طرحی راحت تر مثل ختم هزار صلوات با ده نفر (هر نفر صد صلوات) . اما مطمئن نبودم بگیره. این بار برای امتحان اگر مایل هستید برای طرح صلوات به نیت "تعجیل در فرج ایشان و حضورمان در میان اصحابشان" ثبت نام کنید و روز نیمه شعبان تا قبل از غروب آفتاب، زحمت اش را بکشید. اگر گرفت ان شاالله در ماه رمضان کارهای مشترک بزرگتری رو می شود انجام داد.

پس لطفا تا سقف ده نفر برای این کار در کامنت دونی اعلام آمادگی کنید. اگر هم تعداد کمتر بود اشکالی نداره. توفیق اش برای خودم.

بسم الله.

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------

 

گروه وبلاگی ختم هزارتایی صلوات:

 

۱ - خودم

۲- سفیر

۳- حسین

۴- یونس

۵- خانم عروجی

۶- پیچک سر به هوا

۷- نفسانیات

۸- ناشناس

۹- عطش شکن

۱۰- توتیا

 

*ممنون از کسانی که در طرح شرکت کرده اند و از شون می خوام که برای همه و من دعا کنند لطفا.

*حالا که دوستان شرکت کننده رو پیدا کردیم از همه می خوام اگر ایده ای درباره ماه مبارک رمضان دارید بفرمایید: روزهای پیشنهادی برای انجام ختم قرآن و هرنوع برنامه دیگه ای که به ذهنتون می رسه دریغ نفرمایید. 

 



محمدرضا شفاه :: صفحه اختصاصی این مطلب ::