عدلیه دیجیتالی
یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386
امروز داشتم سایت های محصولات الکترونیکی رو برای پیدا کردن یک دوربین هندی کم مینی دی وی میگشتم که گذرم به سایت نمایندگی سونی در فرانسه افتاد. صبر کردم تا بارگذاری صفحه کامل بشه. اما تا اومدم شروع به کار کنم صفحه ای روی صفحه اصلی باز شد که بالاش نوشته بود «اطلاعیه دادگاه» و زیرش توضیح داده شده بود که نمایندگی شرکت سونی فرانسه به دلیل تقلب در فروش نوعی «ام پی تری پلیر» - که نزد اروپایی ها از نان شب هم مهم تر و محبوب تره - از سوی دادگاه به تخلف محکوم شده است. اطلاعیه توضیح داده بود که تخلف این شرکت اینه که روی بسته بندی محصول به اندازه کافی درباره کمبودهای محصول توضیح داده نشده! و دادگاه هم این شرکت رو مجبور کرده روی بسته بندی این محصول این مساله رو توضیح بده و هم چنین در ورودی سایت شرکت و با چنین فرمتی - و نه در یک گوشه پرت از سایت و با یک فونت ریز - تخلف خود را به اطلاع مشتری هایشان برسانند!
دارم فکر می کنم اگر در ایران هم شرکتی تخلف کند آیا قانون می تواند این طور قاطعانه او را به تسلیم در برابرخواسته اش وادارد یا دوباره سر و کله ریش سفیدهای همیشه در صحنه که نشان داده اند برای حفظ منافع خود حتی در برابر رییس جمهور منتخب مملکت و منافع ملی می ایستند پیدا می شود و طبق معمول خواستار حل و فصل مسالمت آمیز! ماجرا و عدم توبیخ مجرم می شوند؟
رویاهایی که می آیند
سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
بر اساس یک ماجرای واقعی
محکم چشم هام رو روی هم فشار می دم بلکه دوباره خوابم ببره. فایده نداره. پیرزن داره یک ریز حرف می زنه و ظاهرا اصلا هم از این که «متکلم وحده» باشه بدش نمیاد:
- توپ ات رو می خوای بهت بدم باهاش بازی کنی؟...هان؟...توپ بازی دوست داری؟... برات آوردمش ها!
دارم با خودم فکر می کنم چی می شه که یک پیرزن پر حرف، از بین این همه پارک و فضای سبز توی این شهر، زیر پنجره خونه ما رو برای ییلاق صبحگاهیش انتخاب می کنه؟ این وسط، تا میاد چشم هام روی هم بره، صدای سگی مثل یک دزدگیر از آن سوتر بلند می شه و خواب رو از سرم می پرونه. انگار که مجموعه عالم می خواد مطمئن باشه که من امروز بعد از طلوع آفتاب نمی خوابم. از کلافگی سرم رو توی بالشم فرو می کنم. حتم دارم تا حالا تجربه چنین کلافگی ای رو داشتید و می تونید متوجه بشید که در یک چنین شرایطی یک آلودگی صوتی فعال (در این جا یک پیرزن!) چقدر می تونه اعصاب آدم رو خورد کنه:
ادامه مطلب را از اینجا بخوانید
نوول استاری شدن انتخابات
جمعه پنجم مرداد 1386
پرده اول:
هوادارها دست می زنند و همگی یکصدا خواننده محبوب خود را تشویق می کنند:
«کریستف...کریستف...»
هواداران رقیب ساکت نمی نشینند:
«دومینیک...دومینیک...»


این برنامه، برنامه ی فینال است و مثل هفته های گذشته بهصورت زنده بر روی آنتن تلویزیون رفته است. مجری برنامه رقبا را روی سن دعوت می کند. رای مردم از طریق «اس ام اس» جمع آوری شده. قرار است نفر اول را تعیین کند. او تا یکی دو سال از حمایت مالی تهیه کنندگان و اسپانسرهای برنامه «ستاره جدید*» برای تولید آلبوم موسیقی و نماهنگ برخوردار خواهد شد.
ادامه مطلب را از اینجا بخوانید