مرد گاریچی در حسرت مرگ ...
ازم می پرسه: " تو کاتولیکی؟!". تعجب می کنم . آخه این جا اصلا کسی از کسی مذهب اش رو نمی پرسه. یک کمی بی ادبی می دونن و همه هم رعایت می کنن. بهش می گم: " نه. مسلمونم". می گه: "برای من دعا کن!". سرم رو تکون می دم: " چشم. چه دعایی کنم؟" یک آه بلند می کشه و می گه: " دعا کن دیگه اینقدر گریه نکنم...دعا کن بمیرم تا دیگه اینقدر سختی نکشم!"... نگاهش می کنم. ماتم برده. وسط اروپا! توی فرانسه! مهد آزادی! جایی که آدم ابوالبشر همه آس هاشو رو کرده! جایی که هرچند حرف زدن از آخرت در ملا عام چیزی نزدیک به جرم محسوب می شه، اما زندگی دنیایی آدم ها در اون تضمین شده هست، یک آدم زنده - وشاید لاییک! - از من مسلمون ایرانی به زعم خودش جهان سومی می خواد که برای مرگش دعا کنم!...
روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب را از اینجا بخوانید


