تبليغاتX
.:: ما و خودمان ::.

شهرام "قهرمان توده ها" و قدرت پنهان تلویزیون

سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385

 

پ.ن ۱:

با خودم می گم آخه روز آخر سال همه یک یاد داشتی چیزی می گذارند عید رو به هم تبریک می گن بعد تو نشستی مطلب درباره قدرت  تلویزیون می نویسی؟

به خودم جواب می دم: هیچ کس ندونه تو که می دونی اصلا این که امروز اومدم سراغ اینترنت برای این بود که دو تا برنامه از تلویزیون ایران ببینم یک کمی حس اول سال پیدا بشه که یکدفعه گذارم به سایت الف افتاد و شد این که می بینی....

( روی ادامه مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب را از اینجا بخوانید


محمدرضا شفاه :: صفحه اختصاصی این مطلب ::

رسول ملاقلی پور رفت

سه شنبه پانزدهم اسفند 1385

بعضی خبر ها به همان زودی که می آیند می روند و بعضی های دیگر کمی دیر تر. در این میان خبرهایی هستند که مدتها طول می کشد باورش کنی چه اینکه زمان فراموش شدن اش کی باشد. اگر خبر درگذشت آدمی موثر باشد که دیگر داغ اش تا مدت ها بر دلت باقی می ماند. تا زمانی که کسی دیگر پیدا شود مانند او یا حتی بیشتر ...

رسول ملاقلی پور رفت.

 یادش گرامی باد.



محمدرضا شفاه :: صفحه اختصاصی این مطلب ::

جمعه یازدهم اسفند 1385

توی دهِ هَشَل هفت

شهرام گذاشت و دررفت

 

شهرام نگو بلا بگو    جیباش پراز طلا بگو   موی کوتاه روی سیاه     وضع رو به راه    واه واه واه!

               

                   نه نیروی فضاییه          نه قوه قضاییه          هیچکس باهاش رفیق نبود

 

 

                                  تنها رو گنج قارون          نشسته بود تو بارون ( ادامه ) ...

 

 


ادامه مطلب را از اینجا بخوانید


محمدرضا شفاه :: صفحه اختصاصی این مطلب ::

هوشیار تر باشیم، لااقل به اندازه بی بی سی

پنجشنبه سوم اسفند 1385

پرونده هسته ای همچنان به پیش می رود و حرکت لاک پشتی اش رسانه ها را مجبور به گمانه زنی و البته بعضا احزاب یا گروهها را مجبور به صدور بیانیه می کند. امروز کم تر کسی پیدا میشود که اعتقادی به موفقیت ایران در شطرنج هسته ای نداشته باشد. مگر آن دسته از سیاسیونی که همیشه خدا همه چیز را بر اساس منافع حزبی و گروهی خود تعریف کرده اند و تحلیل هایشان به جای آنکه از سر خردورزی و وطن پرستی باشد از سر دنیازدگی و نفس پرستی است...


ادامه مطلب را از اینجا بخوانید


محمدرضا شفاه :: صفحه اختصاصی این مطلب ::

برگ سبزی است

سه شنبه یکم اسفند 1385

چند روزی را نبودم. رفته بودم پیش یکی از دوستان خیلی عزیز که در پاریس زندگی می کند. دو- سه روزی هم مزاحمش بودم. جای شما خالی.
توی راه هی فکر می کردم بهترین کادویی که می شود برایتان بیاورم چیست. تا اینکه خدا این گروه موسیقی را گذاشت جلوی پام.



 


ادامه مطلب را از اینجا بخوانید


محمدرضا شفاه :: صفحه اختصاصی این مطلب ::